درحالیکه خیلی از ما در دوره دبیرستان دغدغه ساعات برگشت به خانه، شبهای امتحان و آمادگی برای کنکور ورودی دانشکاهها را داشتیم ، عده ای از موفق ترین کارآفرینان امروز دنیا دبیرستان را ترک کردند یا اصلا ثبت نام نکردند و شروع به کارهای درآمدزا کردند. اینجا با 14 نفر از این افراد آشنا می شویم.
رابرت دنیرو
دوستداران ویتو کورلئون و جیک لاموتا باید ممنون یکی از محبوبترین هنرپیشه ها باشند که قبل از تولد 17سالگیش دبیرستان را ترک کرد. دنیرو که 2 بار برنده جایزه اسکار شده دوره هنر را در استودیو بازیگری لی استراسبرگ و هنرستان هنرهای زیبای استلا آدلر گذراند. او در این مدت اندکی درباره کسب وکار هم یاد گرفت: دارائی های او عبارتند از استودیو فیلم تریبکا پروداکشن و تعدادی رستوران شیک.
ویدال سسون
ویدال که دوران کودکی خود را در یک یتیم خانه گذرانده بود در سن 14 سالگی یک دوره کارآموزی آرایش و اصلاح مو را گذراند و بعد به ارتش پیوست. او که به خاطر سبک اصلاح موی هندسی اش معروف است به خاطر انجام آرایش خاص مو برای میا فروس،در فیلم Rosemary’s Baby تحسین عمومی را برانگیخت. سرمایه شخصی سسون 130میلیون دلار تخمین زده شده است.
کریک کرکوریان
کرکوریان که یک ثروتمند با نفوذ در زمینه سایتهای تفریحی است، در سال هشتم تحصیل خود مدرسه را ترک کرد تا علاقه اش، بکس آماتور را دنبال کند. امروز او صاحب 3 میلیارد دلار سرمایه است. او در مراکز اصلی وگاس استریپ مانند هتل بین المللی و MGM Grand سرمایه گذاری کرد و بخش بزرگی از سهام MGM Mirage را در سال 2006 خریداری کرد. موسسه کرکوریان، بیش از 180میلیون دلار به اقدامات نوسازی آمریکا و موسسات خیریه دیگر اهدا کرده است.
فرنکویس پینالت
شاید باور اینکه صاحب شرکتهای بزرگی مانند گوچی، سامسونیت و پوما،سومین مرد ثروتمند فرانسه، در سال 1947 مدرسه را ترک کرد تا در چوب بری پدرش کار کند دشوار باشد. یکی از دلایل ترک تحصیل او این بود که همکلاسیهایش فقر او را به تمسخر می گرفتند. حال او شایسته تحسین است. پینالت که پدر خوانده هنرپیشه زن، سلما هایک است سرمایه ای معادل 8.7 میلیارد دلار دارد.
پیتر جکسون
جکسون در یک خانواده متوسط متولد شد. پدر او یک کارگر کارخانه و مادرش یک حسابدار بود. او که سه بار برنده جایزه اسکار شده است، از کودکی استعداد ذاتی برای ساخت فیلم از خود نشان میداد. با ترک دبیرستان مشغول به ساخت فیلم کوتاه در استودیو سینه سینما در نیوزیلند شد. اولین اثر برجسته او که یک درام جنایی بود در 1994 به روی پرده رفت. موفق ترین کار او ارباب حلقه ها بود که حدود 3 میلیارد دلار در جهان فروش کرد.
جسیکا سیمپسون
جسیکا سیمپسون، خواننده، طراح مد و ستاره تلویزیون ، دو آلبوم پرفروش، یک خط تولید کفش، محصولات بهداشت مو و … دارد الا یک چیز، و آن مدرک تحصیلی است. وی دبیرستان را به پایان نبرده است او در ماه نوامبر اعلام کرد که قصد دارد با اریک جانسون مهاجم تیم فوتبال NFL ازدواج کند.
اوما تورمن
مادر تورمن یک مدل بود و پدرش یک استاد دانشگاه کلمبیا بود. او در مدرسه ای در نیویورک ثبت نام کرد اما در سن 16 سالگی مدرسه را ترک کرد. شروع کار او در دنیای سینما در سال 1988 با بازی در فیلمهایی نظیر Dangerous Liaisons and و Quentin Taratino’s Pulp Fiction و Kill Bill بود که این بازیگر را برنده گلدن گلاب کرد.
لری فلینت
او که یک ناشر پرکار وکیل مدافع سخنوری است برای رسیدن به این درجات و زندگی در پنت هاوس نیازی به گرفتن مدرک دبیرستان نداشت. قبل از اینکه به سن بزرگسالی برسد با استفاده از یک گواهی جعلی ولادت در سن 15سالگی به ارتش ایالت متحده پیوست. قبل از انتشار مجله اش در 1974 او چند کافه را اداره می کرد. در سال 2003 در انتخابات فرماندار کالیفرنیا شرکت کرد و نفر هفتم شد.
بیلی جوئل
این جملات متعلق به جوئل است هنگامیکه فهمید در یکی از دروس مهم دبیرستان مردود شده: ” اگر قرار نیست به دانشگاه کلمبیا بروم ، به کلمبیا رکوردز میروم. جاییکه نیازی به داشتن دیپلم ندارد.” او که 6 بار برنده جایزه گرمی شده است بیش از 150میلیون رکورد را به فروش رسانده و در مارچ 2010 تور خود با جان التون را به اتمام رساند. ارزش سرمایه او 160 میلیون دلار است.
کاترین زتاجونز
زتاجونز که دختر یک دوزنده لباس و یک کارخانه دار است مدرسه را در 15سالگی ترک کرد تا کار صحنه را در لندن ادامه دهد. هنر این بازیگر در اواخر دهه 90 با حضورش در فیلم زورو درکنار آنتونی هاپکینز و آنتونیو باندراس بر همگان اثبات شد. او در سال 2002 با بازی در نقش ولما کلی در فیلم موزیکال شیکاگو برنده جایزه اسکار، جایزه BAFTA و Screen Actors Guild شد. زتاجنز همچنین در برخی از فیلمهای تبلیغاتی مانند Elizabeth Arden ، T-Mobile، جواهری Alfa Romeo و Di Modolo ظاهر شده است. ارزش دارائیهای او 45میلیون دلار تخمین زده شده است.
ریچارد کارمونا
یک نمونه جالب از افراد بدون دیپلم کسی است که توانست به یک فرمانده جراح تبدیل شود. کارمونا در 16سالگی مدرسه را ترک کرد و به ارتش پیوست در آن دوره بود که او مدرک دیپلم را گرفت. در سال 1979 کارمونا موفق شد بالاترین مدرک پزشکی را از دانشگاه کالیفرنیا بگیرد. در سال 2002 جرج بوش او را به عنوان ژنرال جراح ایالات متحده منصوب کرد.
دیوید کارپ
کارپ 24 ساله، رویاپرداز رسانه ی اجتماعی، صاحب وبلاگی است که میلیونها دلار برایش درامد دارد. او که موسس وبلاگ محبوب تامبلر است در سن 15 سالگی دبیرستان را ترک و کار را از خانه دنبال کرد. هدف او تاسیس سایت مورد نظرش بود. موفقیت کار او چنان است که در مارس 2010 روزانه 2میلیون پست دریافت می کند و به طور متوسط 15،000 کابر جدید از این وب سایت دیدن می کنند.
دن ایموس
جان دونالد ایموس در یک مزرعه پرورش دام بزرگ شدو هنگامیکه 17 سال داشت مدرسه را ترک کرد. پس از گذراندن دوره های کوتاه به عنوان شیپورچی ارتش و سوزن بان ترن، در سال 1971 صدای او که محبوب مردم بود به عنوان دی جی از رادیو پخش شد . او که با فراز و نشیبهای زیادی روبرو شد بالاخره در نیویورک مستقر شد. پس از قطع ناگهانی برنامه صبح او در سال 2007، نظرات جنجال برانگیزی درباره تیم بسکتبال روتگرز ارائه کرد که مورد توجه تیم WABC قرار گرفت تا اینکه یک قرارداد 5 ساله به ارزش 40میلیون دلار بین آنها بسته شد.
سیدنی پوآتیه
پوآتیه اولین مرد سیاه پوست است که موفق شد جایزه آکادمی بهترین بازیگر را در 1963 دریافت کند. او در سن 12 سالگی مدرسه را ترک کرد تا به خانواده اش که درگیر فقر بود کمک کند. پس از مدت کوتاهی خدمت برای ارتش آمریکا او با کار شستن ظرف توانست معیشتی فراهم کند. در سن 17 سالگی او در مقابل انجام کارگری توانست از کلاسهای بازیگری تئاتر نگرو امریکن در شهر نیویورک استفاده کند. در سال 1997 پویتیر به عنوان سفیر باهاما در ژاپن منصوب شد. در سال 2009 مدال آزادی را از اوباما دریافت کرد.
بیل گیتس را دیگر همه میشناسند. اگر ندانند او رئیس غول نرمافزاری دنیا مایکروسافت بوده است حتما درباره ثروت افسانهای او شنیدهاند و هنوز هم با وجود ابرثروتمندانی چون وارن بافت و کارلوس اسلیم کسی نمیتواند تصور کند عنوان پولدارترین مرد جهان لایق کس دیگری جز بیل گیتس باشد.
اما در واقعیت او علاوه بر این که یک مدیر فوقالعاده است شاید بتواند عنوان بزرگترین کارآفرینی که تاریخ به خود دیده است را هم یدک بکشد. روش کاری او این روزها، در کالجهای کارآفرینی به عنوان یک الگوی فوقالعاده آموزش داده میشود.
در ادامه به ترجمهای آزاد از مقالهای پرداختم که توضیح میدهد چطور بیلگیتس از کامپیوترش با سه مانیتور استفاده میکند یا چطور او با محصولات آفیس در کارهایش موفقیت کسب میکند. نکته متمایزکننده این نوشته این است که نویسنده این نوشته کسی نیست جز خود بیل گیتس!
وقتی شما وارد دفتر کار من میشوید احتمالا توجه شما به سه صفحه نمایش تخت بزرگی جلب میشود که کنار همدیگر به آرامی آرمیدهاند. این سه با همدیگر چنان هماهنگسازی شده است که مانند یک مانیتور بزرگ به نظر میرسد که مرا قادر کرده است بسیار مفیدتر کار کنم.
من توی صفحه نمایش سمت چپ Outlook 2007 را باز نگه میدارم تا پیامهای جدیدی را که هر روز به دستم میرسد بتوانم داشته باشم. در صفحه نمایش وسطی من پیامها یا نوشتههایی را باز نگاه میدارم که مشغول نوشتن یا خواندنشان هستم. در صفحه نمایش راستی هم یک مرورگر باز است که بلافاصله بتوانم به جستجو در اینترنتم بپردازم.
من اکثر وقتم را با همکاران و مشتریان میگذرانم. برای همین Outlook یک نرمافزار بسیار پرکاربرد برای من است. من روزانه حدود 100 ایمیل از کارمندان مایکروسافت و بسیار بیشتر از این عدد از مشتریان و شرکا دریافت میکنم.
این خیلی مهم است که من حرف و فکر مردم درباره محصولات و کمپانی ما را بشنوم. در هر حال من نیاز دارم برای مقابله به خطرات واقعی به اطلاعات بسیار بیشتری از ایمیلهایی که به دستم میرسد دست پیدا کنم.
در اوتلوک 2007 ما یک سری ابزارهایی قرار دادیم که بسیار نسبت به قبل مدیریت ایمیلها را در حجم بالا ساده کرده است. مخصوصا که اکثر اتفاقات به صورت کاملا اتوماتیک و بدون دردسر میافتد.
یک چیز مهم این است تمام پیغامهای صوتی، فکسها و پیام ها (instant messages) که به صندوق پستی من فرستاده میشود همه از فناوریهای واحد ارتباطی ما استفاده میکند. این سیستم ارتباطی یک مزیت بزرگ دیگر هم دارد و آن هم این که در هر لحظه کاملا میشود فهمید کی در دسترس است و کی در دسترس نیست.
یک چیز خیلی خوبی است که به خاطرش باید تشکر کنم این است که Outlook جدید یک قابلیت اضافه کرده که به من اجازه میدهد صندوق پستیم را با تقویمم هماهنگسازی کنم.
قبلا با استفاده از اوتلوک من میتوانستم وظایف و برنامههایم را برای آینده تنظیم کنم اما هیچ وقت به صورت خودکار با تقویم هماهنگ نمیشد. این به شدت کمک میکند که شما به روز بمانید و این چیزی بود که واقعا نیازش حس میشد.
کار کردن بهتر با مردم دیگر این روزها از همیشه مهمتر و اساسیتر شده است. نه تنها در مایکروسافت، بلکه در هر ارگان دیگری هم همین طور است. SharePoint یک نرمافزار است که به شما اجازه میدهد یک سایت داخلی بسازید برای انجام پروژههای داخل شرکت. من متوجه شدم استفاده از SharePoint بسیار برای انجام کارها با هماهنگی بالا حیاتی است.
برای مثال، هر ساله من یک برنامه اجرا میکنم به اسم ThinkWeek که هر کس یک برگه میفرستد برای من ( از کارمندان شرکت ) که توی آن درباره یک ایده که میتواند مسیر حرکت کمپانی را تغییر بدهد یا یا اسناد مربوط به یک پروژه را دنبال میکردیم.
ما قبلا در نگاه اول توجه خود را معطوف به اسناد میکردیم اما اکنون به سادگی یک سایت برای درست کردن پروسهها ایجاد کردهایم. در سال بیش از 350 طرح ثبت میشود. نه تنها من آنها را میخوانم و برای تعدادی از آنها کامنت میگذارم بلکه دیگر مدیران فنی کمپانی هم قادر خواهند بود دیدگاههایشان را در مورد آنها بیان کنند.
این باعث ایجاد بحثهای زنده بسیاری و شروع پروژههای زیادی میگردد که در زمانی که همه چیز روی کاغذ بود، انجام
آنها بسیار مشکل مینمود.
این نسخه از SharePoint یک سری قابلیتهایی اضافه کرده است که به نظر من فوقالعاده میرسد و باعث میشود یک شبکه اجتماعی تشکیل بشود . علاوه بر جستجو در شبکههای داخلی شرکتها، شیرپوینت شما را قادر میسازد تا در میان افراد بر اساس تجربه و تخصص، عنوان شغلی یا دپارتمانی که آنها کار میکنند هم جستجو کنید.
در ثانی، کارمندان قادر خواهند بود به سادگی صفحات شخصی برای خود بسازند و در آنها عکس بگذارند و از تجربیات و دیدگاه و علاقهمندیهای خود بنویسند.
شیر پوینت به صورت اتوماتیک ارتباط میان هر پرونده و نویسندهاش را یافته و ارتباط میان کارمندان یک تیم را با یک دیگر تعیین میکند. این باعث میشود که کارمندان با تخصصهایی یکسان یا کسانی که در یک شاخه به صورت موازی کار میکنند را یافته و میان آنها ارتباط برقرار کنیم. برای مثال هماکنون این سیستم برای ارتباط میان 80000 کارمند مایکروسافت در حال برقرار شدن است.
البته این را هم بگویم که اغلب جلسات به این معناست که با همکاران حضوری دیدار کنم یا با استفاده از ابزارهایی چون آفیس LiveMeeting از راه دور صحبت کنم. من اغلب به ایدههایی که مطرح میشود فکر میکنم و آنها را دنبال میکنم.
من سعی میکنم همیشه کامپیوتر همراهم را با خودم به جلسات ببرم چون در این صورت با استفاده از OneNote 2007 میتوانم یادداشتبرداری کنم از جلسات و بعدا سر فرصت آنها را چاپ کنم یا میان نکتههایی که برداشتم جستجو کنم.
بر فرض هم که من Tablet PC را فراموش کنم ببرم در آن صورت میتوانم متون را اسکن کنم و به صورت یک عکس به OneNote اضافه کنم. یک ویژگی خوبی که در OneNote 2007 اضافه شده است این است که بخ صورت اتوماتیک عکسهای اسکنشده را هم میشناسد و در بین آنها هم میشود به سادگی به جستجو پرداخت.
یک زمانی هم به وجود میآید که من شدیدا به دنبال این هستم که به اطلاعاتی از یک صنعت یا تجارت دست پیدا کنم یا آنها را بررسی کنم.. با ابزارهای تجسم اطلاعات و هوشمند کسب و کاری که در اکسل 2007 و SharePoint وجود دارد بررسی این اطلاعات که قبلا بسیار مشکل به نظر میرسید بسیار سادهتر شده است چون حالا دیگر وقتی اطلاعات را در این نرمافزارها وارد میکنید، آنها در پشت صحنه در یک بانک اطلاعاتی هم ذخیره میشوند. و حالا جستجو در میان اطلاعات و به دستآوردن ایدهها و نگاههایی با واقعیتهایی که در حال اتفاق افتادن است بسیار سادهتر شده است.
حالا من خیلی راحت میتوانم بررسی کنم که مفروضات دخیل در یک پروسه چطور میتواند بر بازار یک محصول خاص موثر باشد.
به هر حال بهبود نرمافزارهای آفیس 2007 تاثیر بسیار بزرگی بر شیوه کاری من گذاشته است. فکر میکنم هر روز من یک نکته جدید یا ویژگی جدیدی برای انجام کارهایم پیدا میکنم و به این دلگرمم که بسیاری از شما هستید که کارهایتان را با Office از من هم بهتر و مفیدتر انجام میدهید.
ین اسامی، اسامی مکان هایی است که ثروتمندان دنیا آنجا را برای روزهای بازنشستگی بر میگزینند.
بلمید تنسی
این شهر زیبا تنها 2 هزار و 900 نفر جمعیت دارد که یک هفتم آنها بالای 65 سال یا بیشتر سن دارند. درآمد میانگین ساکنان «بلمید» 230 هزار دلار در ماه است. میانگین قیمت مسکن در این منطقه هم 950 هزار دلار ثبت شده است. «آلگور» 65 ساله، معاون رئیسجمهور ایالاتمتحده آمریکا بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ در دوره ریاستجمهوری «بیل کلینتون» و «توماس فریست» میلیاردر 74 ساله از جمله ساکنان سرشناس این منطقه هستند.
بانکر هیل ویلج تگزاس
«هوستون» در همسایگی «بانکر هیل ویلج» قرار دارد. این شهر 3 هزار و 600 نفر جمعیت دارد که 16 درصد از آنها در سن بازنشستگی به این منطقه وارد شدهاند. میانگین قیمت مسکن در «بانکر هیل» 4 . 1 میلیون دلار ثبت شده و درآمد متوسط ساکنان آن 200 هزار دلار است. از جمله ویژگیهای این منطق میتوان به سطح بالای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی، فاصله تنها یک ساعته تا خلیج زیبای مکزیک و وجود دو فرودگاه تجاری نام برد که به فاصله کمی از مناطق مسکونی قرار دارند.
چری هیل ویلج کلرادو
دقیقا در جنوب «دنور»، «چری هیل ویلج» واقع شده است. 6 هزار نفر ساکن این شهر هستند که از بین آنها 13درصد بین 65 سال و بیشتر سن دارند. درآمد میانگین ساکنین این منطقه خوش آب و هوا 225 هزار دلار است، در حالیکه خانههای آن بهطور متوسط 915 هزار دلار قیمت دارند. دو دبیرستان خصوصی در این شهر وجود دارد که وزرای امور خارجه اسبق و سابق آمریکا، مادلین آلبرایت و کاندولیزا رایس، هردو در آن درس خواندهاند...
چهوی چیس ویلج مریلند
یکپنجم از 2 هزار ساکن «چهوی چیس ویلج» در آستانه بازنشستگی قرار دارند. در این شهر که دقیقا در شمال «واشنگتن دیسی» واقع شده است، خانهها بهصورت میانگین 1.3 میلیون دلار قیمت دارند و درآمد متوسط پولدارترین ساکنان آن 250 هزار دلار برآورد شده است. سرشناسترین ساکن این شهر در حال حاضر «جورج ویل» 71ساله تصویر بالا است که در سال 2009 میلادی «باراک اوباما» رئیسجمهور آمریکا را به صرف شام در خانهاش دعوت کرد.
دارین کانکتیکات
این شهر که جزیرهای چشمنواز و جذاب است با قطار تنها یک ساعت از نیویورک فاصله دارد و به زیرساختهای برجسته فرهنگی و پزشکیاش مشهور است. «دارین» بالغ بر 20 هزار نفر جمعیت دارد که یک هشتم آنها 65 سال یا بالای 65سال سن دارند. درآمد متوسط ساکنان آن 180 هزار دلار ثبت شده و قیمت یک خانه معمولی این شهر بهطور میانگین 1.2 میلیون دلار است. این شهر تا مدتهای مدیدی به عنوان اقامتگاه تابستانی ثروتمندان نیویورکی شناخته میشد. در این شهر انواع و اقسام امکانات رفاهی مهیاست .
ا... فلس نیوجرسی
این شهر اگرچه کوچک است و وسعت کمی دارد اما یکی از آرامترین و زیباترین شهرهای مناسب بازنشستگی است. تنها 2 هزار و 100 نفر جمعیت دارد که از این میان 14 درصد آنها در سن بازنشستگی قرار دارند. درآمد ماهانه ساکنان «ا... فلس» 170 هزار دلار است و یک خانه معمولی در این شهر 920 هزار دلار قیمت دارد. «ا... فلس» در 20 مایلی غرب نیویورک واقع شده است. تجارت در این شهر براساس عرف محلی بسیار محدود است و خرید و فروش بیشتر در شهرهای اطراف صورت میگیرد. در «ا... فلس» شما با هیچ ترافیکی روبهرو نخواهید شد.
فاکس چپل پنسیلوانیا
دقیقا در شمال شرقی «پیتسبورگ» واقع شده است. «فاکس چپل» صددرصد مسکونی است و هیچ کسب و کاری اجازه فعالیت در این شهر را ندارد. در این شهر 5 هزار نفر زندگی میکنند. درآمد متوسط ساکنان این شهر 185 هزار دلار است و ارزانترین خانهای که در این منطقه ثبت شده 510هزار دلار قیمت دارد. یکی از مشهورترین ساکنان «فاکس چپل»، «ترزا هاینز» بیوه 74 ساله سناتور «جان هاینز» و همسر فعلی «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا در کابینه دوم باراک اوباماست.
هیدن هیلز کالیفرنیا
«هیدن هیلز» در غرب دره «سان فرناندو» واقع شده است. در «هیدن هیلز» 1900نفر سکونت دارند و از این تعداد بالغ بر 16 درصد آنها 65 سال یا بیش از آن سن دارند. درآمد میانگین یکخانوار 250هزار دلار و قیمت یک خانه در «هیدن هیلز» بهطور متوسط 1.9 میلیون دلار گزارش شده است. روی تپههای این شهر اسبهای تنومندی سوارانشان را جابهجا میکنند. از مشهورترین افرادی که در این شهر ساکن هستند میتوان از قوم و قبیله «کارداشیان» نام برد.
هونولولو هاوایی
«هونولولو» بزرگترین شهر «هاوایی» است که به دلیل زیبایی فوقالعاده و آب و هوایش مدت مدیدی به عنوان مقصدی برای گذراندن تعطیلات شناخته میشده است. حدود 18 درصد از 390 هزار نفری که ساکن این شهر هستند در سن بازنشستگی به سر میبرند. درآمد میانگین ساکنان این منطقه 60 هزار دلار است و برای داشتن یک خانه معمولی باید 500 هزار دلار پرداخت کرد. با این حال در برخی مناطق «هونولولو» همچون «کاهالا» برای داشتن خانه باید تا یک میلیون دلار پرداخت.
جزیره کیاوا کارولینای جنوبی
جزیره «کیاوا» در جنوب شرقی «چارلستون» قرارگرفته و اقیانوس آتلانتیک آن را محاصره کرده است. این شهر 1600 نفر جمعیت دارد که از این میان دو پنجم آنها 65 سال یا بیشتر سن دارند. درآمد میانگین ساکنان این شهر 170 هزار دلار است و برای صاحب خانه شدن در این جزیره باید بهطور میانگین مبلغی بالغ بر 850 هزار دلار پرداخت کرد. پنج دوره مسابقات قهرمانی گلف در این منطقه برگزار شده است. در این جزیره سکونتگاههای زیادی را میتوان یافت که در نزدیکی آب قرار گرفتهاند.
گرفتار زنجیر اوایل 30 سالگی علیرغم موفقیتهای کوتاهمدتم، هیچوقت پولی نداشتم که با آن بتوانم به استقلال مالی برسم. با خودم میگفتم همیشه قبضهای بدهی بهقدری زیاد است که بانکها تا آخرین سکههای پولم را هم میبلعند. من همیشه بدهکار بودم و فکر اینکه زمانی به استقلال مالی برسم، یک لحظه هم به ذهنم نمیرسید. حتی اگر فرصت تجاری مهمی پیش برایم میآمد، کاری از دستم ساخته نبود و از آنجایی که پول پیش نداشتم، آزادی هم نداشتم. من درزنجیر کار به بند کشیده شده بودم و نمیتوانستم خودم را رها کنم. وقتی درباره موفقیتهای مالی و میلیونرهای خودساخته شروع به مطالعه کردم، متوجه شدم تقریبا همه کسانی که دوروبرم هستند، به نوعی شرایطی مشابه من داشتهاند. همه آنها دراغلب اوقات، نگران پول بودهاند و ایده ثروتمند شدن، برایشان رویایی درفاصله دور بوده که امکان به حقیقت پیوستنش تقریبا بعید بوده است ممکن است شما هم درهمین لحظه و همین شرایط باشید، ممکن است بدهیها و قبضهای شما، از داراییها و پول نقدتان بیشتر باشد. آمار وحشتناک است همه آمارها وحشتناک است و فقط تعداد کمی از مردم دررفاه هستند و تمام این موارد 2 دلیل عمده دارد: اینکه آنها هرگز تصمیم نمیگیرند پولدار شوند، البته ممکن است آرزو کنند، امیدوار باشند و دعا کنند؛ اما هرگز تصمیم قاطعی نمیگیرند. دوم اینکه حتی اگر تصمیم بگیرند پولدار شوند، آنقدر وقت را هدر میدهند که فرصتشان تمام میشود. آنها همیشه برای به عقب انداختن کارهایشان توجیهی دارند لذت و درد پس انداز، یکی از موانع ذهنی مهم است که مانع میشود اشخاص علیرغم آنکه میدانند باید پسانداز کنند؛ ولی این کار را انجام نمیدهند. فقط بستگی به شرطی شدن در دوران کودکی دارد. وقتی بچه بودید، پدرومادرتان شما را تشویق میکردند پولهایتان را پسانداز کنید؛ اما خرج کردن پول به معنای خرید شیرینی و شکلات و اسباببازی بود. وقتی اینها را میخریدید، لذت میبردید. دراین شرایط ایده پسانداز کردن، به معنای گذشتن از این لذت و رضایت بود بنابراین نسبت به پسانداز، برداشت منفی درشما ایجاد شد. هدف شما باید این باشد که برنامهریزی ذهن نیمههشیار خود را معکوس کنید تا دربرابر خرج پول و پسانداز آن، برداشت متفاوتی داشته باشید. باید بدانید داشتن پول درحساب پسانداز به معنای امنیت خاطر و دستمایه شادی و خوشبختی درمراحل دیگر زندگی است. راهکارهای ثروتمندان چندسال قبل حسابدار من کسی بود که کار حسابداری بسیاری از مردان و زنان ثروتمند را هم انجام میداد. او به این نتیجه رسید که همه این ثروتمندان دارای2 درجه مشترک هستند؛ اول اینکه بدهی بسیار کمی داشتند و درازای هربدهکاری، سرمایهگذاریهای قابل ملاحظهای داشتند که برایشان تولید درآمد میکرد. آنها بدون توجه به شرایط اقتصادی تا زمانیکه مطمئن نبودند بدهیهای آنها تبدیل به سود به مراتب بیشتر نمیشود، اقدام به وام گرفتن نمیکردند. نکته دیگری که او متوجه شد، این بود که هیچکدام به سرعت ثروتمند نشده بودند؛ برنامه آنها، این بود که سالانه 8 تا 10 درصد بر سرمایههای خود بیفزایند، آنها حریص نبودند، پولشان را بهتدریج انباشت کرده بودند و بدون توجه به شرایط اقتصادی به این کار ادامه میدادند. استراتژی داشته باشید برای اغلب افراد تصور اینکه از حد استاندارد زندگی خود بکاهند، دشوار است. خیلیها حاضر نیستند زندگی با تجمل کمتری داشته باشند؛ ولی دوست دارند درکنار آن، پولشان درحساب پساندازشان افزایش یابد. وقتی ما به این افراد پیشنهاد میکنیم که با 90 درصد یا حتی درصد کمتری از درآمد خود زندگی کنند، واکنشهای منفی نشان میدهند. ممکن است صددرصد با این نظر موافق باشند؛ اما حاضر نباشند با استاندارد پایینتری زندگی کنند؛ اما میتوان دربرابر این واکنش طبیعی درقبال پسانداز و انباشت پول، واکنش نشان داد. من اسم آن را استراتژی «گوه» گذاشتهام. ممکن است از خرج نکردن پولی که آن را دراختیار ندارید مشکلی نداشته باشید. استراتژی گوه چطور کار میکند؟ از امروز به بعد مصمم شوید که 50 درصد اضافه حقوق و پاداشی را که میگیرید پسانداز کنید. تقریبا همه میتوانند بپذیرند 50 درصد پولی را که هنوز دریافت نکردهاند، پسانداز کنند. اگرمن به شما بگویم یک دلار به شما میدهم و شما در قبالش نیمدلار به من بدهید، آیا مشکلی دارید؟ بدونشک شما آن را بلافاصله قبول میکنید. شما باید از همین قاعده درباره عملکرد ذهن خود استفاده کنید. عادات میلیونرهایی که از صفر شروع کردند! زمانی در برنامه شام بازنشستگی یک بانکدار شرکت کردم. او با میلیونرهای مختلفی وقت صرف کرده بود و درباره میلیونرهای خودساخته اطلاعات وسیعی داشت. میگفت با دریانوردان،کشاورزان، معلمها، حتی کارگرهای زیادی معاشرت داشته که همگی توانسته بودند میلیونر شوند! او میگفت وجه مشترک همه این اشخاص، این بوده که پولشان را پسانداز میکردند و بعد آن را با دقت و حساب شده سرمایهگذاری میکردند. این اشخاص از دوران جوانی خود چشمانداز وسیعی برای آینده داشتند و حاضر بودند سالها وقت خود را صرف رسیدن به استقلال مالی کنند عملگرا باشید بسیاری از بازرگانان و تجار، بیشترین موفقیت خود را در زمینههایی که انتظارش را ندارند، کسب میکنند. آنها کاری را شروع میکنند و بعد به این نتیجه میرسند که به آن اندازهای که فکر میکردند، کارشان سودآور نیست. این اشخاص از انعطافپذیری خود استفاده میکنند و درگیر کارجدیدی میشوند. مهمترین کاری که باید بکنید، این است که شروع کنید و دست به کار شوید. راه موفقیت، شروع کردن و بعد قدمهای بعدی را برداشتن است. از فرصت استفاده کنید اولین بخش موفقیت، دست به کارشدن و دومین بخش ادامه دادن آن است. هرکاری با ایمان و شجاعت شروع میشود. باید به دامان آنچه ناشناخته است شیرجه رفت. مطمئن باشید آدم موفقی، حتما از فرصتهایش استفاده کرده است. از هر 10 نفری که میخواهند تجارتی را شروع کنند، یک نفر شجاعت شروع کردن و نشان دادن خود را دارد. کلید موفقیت دست به کارشدن است. ترس از شکست، باعث میشود اشخاص دست به کار نشوند و این ترس، آنها را فلج میکند و ترس از شکست آن را حتمی میسازد. اجازه ندهید این امر مانع کار شما شود. 4 اقدامی که شما را ثروتمند میکند اگر واقعا دوست دارید مشکلاتتان تمام شود و شما هم پولدار شوید، به این 4 نکته توجه کنید: 1- اولین قدم، میل و خواسته است: باید به اندازه کافی خواهان موفقیت مالی باشید تا برای رسیدن به آن معتقد شوید، باید بخواهید درکوتاهمدت از خودگذشتگی کنید تا دربلندمدت به استقلال مالی برسید. برای اینکه در زمینه مالی از صف بقیه جدا شوید، باید فعلا امتیازات فوری را به عقب بیندازید و شروع به پسانداز و سرمایهگذاری کنید. 2- باید تصمیم بگیرید : دومین قدمی که مهم است، تصمیمگیری است. باید همین حالا تصمیم بگیرید و هرکاری را که لازم میدانید، برای رسیدن به استقلال مالی انجام دهید. باید هربهایی که برای رسیدن به این موفقیت لازم است را بپردازید. 3-باید مصمم باشید: سومین عامل، داشتن عزم راسخ است. باید آنقدر بکوشید و ادامه دهید تا بتوانید به همه مشکلات غلبه کنید و به خواسته خود برسید. عزم راسخ و مداومت، شاید مهمترین عامل برای موفقیت عالی و مشخص باشد. 4- از صفر شروع کنید: اگر ایده پسانداز 10 درصد از درآمد ماهانه شما برایتان باورکردنی یا امکانپذیر نیست، چه میتوانید بکنید؟ باید شما هم به بقیه بپیوندید؟ اغلب مردم، نمیتوانند با 10 درصد پسانداز درآمدشان شروع کنند. بسیارخب شما چه میکنید؟ انسان موجود عادت است، خیلی زود میتوانید با 99 درصد درآمدتان زندگی و به آن عادت کنید. بعد از آن 2درصد درآمدتان را پسانداز کنید و وقتی کاملا به این هم عادت کردید، به رقمهای بعدی بروید تا به سطح 10 درصد برسید. مجله زندگی ایده آلچطور از صفر شروع کنید و پولدار شوید
امروزه کسب درآمد در اینترنت برای افرادی تازه کار در دنیای اینترنت به خصوص اگر توانایی های دیگری هم داشته باشند بسیار ساده تر از گذشته شده است و گزینه های بیشتری هم برای کسب درآمد بوجود آمده است فقط کافیست یک وبلاگ داشته باشید و شروع کنید البته به دلیل تحریم های اعمال شده علیه ایرانیان وبلاگ ها و وب سایت های فارسی برای کسب درآمد از روش های معمول دچار دردسر هایی هستند و در برخی موارد این کار غیر ممکن شده است. اما اگر می توانید به زبانی غیر از فارسی مانند انگلیسی یا عربی مطلب بنویسید و شخصی در خارج از کشور دارید که می توانید به او اعتماد کنید تا برای شما یک حساب بانکی معتبر همراه با آدرس خودش باز کند، در این صورت باید بگویم یک بازار جهانی منتظر شماست فقط کافیست یک وبلاگ بسازید و شروع به نوشتن کنید. به هر حال فکر می کنم بد نباشد مروری بر روش های کسب درآمد موجود داشته باشیم. برنامه های تبلیغاتی- در سال های اخیر تعداد شرکت ها و سازمانهایی که از طریق دیگر وب سایت های و وبلاگ ها تبلیغ می کنند بسیار زیاد شده است بدین ترتیب یک وبلاگ نویس که معمولاً سرمایه زیادی هم ندارد بدون احتیاج به بازاریابی مشتری خود را پیدا خواهد کرد و فقط با ارائه یک شماره حساب معتبر بین المللی و پر کردن یک فرم ثبت نام و پس از بررسی هایی که از طرف ارائه دهنده تبلیغات صورت می گیرد کسب درآمد خواهد کرد در این نوع تبلیغات دارنده وبلاگ تبلیغات متنی را را برای بازدیدکنندگان خود نمایش می دهد و با هر کلیکی که بازدیدکنندگان روی تبلیغات متنی می کنند مبلغی به حساب وبلاگ نویس واریز می شود. معروفترین سرویس از این نوع Adsense است که متعلق به غول اینترنتی گوگل می باشد البته گوگل ایرانیان را تحریم کرده و نمی توانند از این سرویس استفاده کنند. و از موفق ترین برنامه های تبلیغات متنی که اخیراً به این جمع اضافه شده اند می توان به Chitika’s eMiniMalls و WidgetBucks و Text Link Ads اشاره کرد. و از دیگر شرکت هایی که در این زمینه فعالیت می کنند می توان به Azoogle Ads, Intelli Txt, DoubleClick, Tribal Fusion, Adbrite, Clicksor, AdHearUs, Kanoodle,Pheedo, TextAds, Bidvertiser, Fastclick,Value Click اشاره کرد. و اخیراً BlogAds به عنوان اولین سرویس ارائه دهنده تبلیغات متنی اختصاصی برای وبلاگ ها راه اندازی شده است. تبلیغات RSS - یکی از روش های جدید که برخی وبلاگ نویسان از آن کسب درآمد می کنند تبلیغات RSS است. و برخی از وبلاگ نویسان از این طریق به موفقیت های کوچکی دست پیدا کرده اند. اما هنوز بنده نشنیده ام که وبلاگ نویسی به این شیوه درآمد هنگفتی بدست آورده باشد. اما فکر می کنم در آینده منبع درآمد خوبی باشد. حمایت مالی- در این روش یا خودتان شرکت یا فردی را پیدا می کنید که محصولاتش را در وبلاگ خود تبلیغ کنید و یا آن شرکت وبلاگ شما را پیدا می کند و سفارش تبلیغ می دهد و به این ترتیب با پرداخت هزینه ای شما برای او به روش های مختلف تبلیغات می کنید حتی بعضی از شرکت ها کل فضای تبلیغاتی یک وبلاگ را خریداری می کنند مثلاً اگر کل تبلیغاتی که به صورت سالیانه می توانید در یک وبلاگ انجام دهید 2 میلیون تومان باشد، این مبلغ را دریافت کرده و برای یک سال اختصاصاً برای آن شرکت تبلیغ می کنید. که در این روش هم تبلیغات دهنده سود می برد ( چون بدون رقیب و اختصاصی تبلیغ می کند و در عین حال می تواند از تخفیف های معمول برای تبلیغات بلند مدت و پرتیتراژ رسم است استفاده خواهد کرد.) و هم وبلاگ نویس چون انرژی خود را بر روی بهینه سازی وبلاگ خود می گذارد. یکی دیگر از روش های معمول این است که کمپانی های بزرگ مبلغی را به نویسندگان وبلاگ های پر بازدید پرداخت می کنند تا برای معرفی محصول جدید آنها مطلب بنویسد و به این ترتیب آنرا به بازدید کنندگان خود معرفی کنید. فکر می کنم این روش در ایران کارایی زیادی داشته باشد چون ما در ایران قانون محکمی برای حمایت از نویسندگان اینترنتی نداریم و حاصل زحمات چندین ساعته و تخصص چندین روزه در عرض چند ثانیه به وفور کپی می شود و در اینترنت پخش می شود به عنوان مثال مطالبی که در یاد بگیر دات کام منتشر می شود بسته به موضوع آن پس از مدتی تا 50 کپی از آن در وبلاگ ها و وب سایت های مختلف یافت می شود (حتی بعضی از وب سایت های دولتی که دارای بودجه های سنگینی هستند و در اینجا از آنها نام نمی برم بدون ذکر منبع، مقالات یاد بگیر دات کام را کپی می کنند .) خوب حداقل به این روش برای نویسندگان هم فرصت مناسبی فراهم می شود تا امرار معاش کنند. و البته بیشترین سود را تولید کننده یا صاحب کالا خواهد برد. برنامه های Affiliate (واسطه ای) - در این روش یک شرکت به عنوان واسط بین فروشنده اصلی (صاحب کالا) و فروشنده جزء (وبلاگ نویسان و صاحبان وب سایت ها) عمل می کند و به ازای فروش هر کالا درصدی از سود به فرشنده جزء یا وبلاگ نویس پرداخت می شود. این شیوه بیشتر به نفع صاحب کالا است چون حتی اگر جنسش فروخته نشود برای آن تبلیغات مجانی کرده است. اما روی دیگر سکه وبلاگ نویسان و صاحبان سایت ها هستند که اگر شرکت واسط معتبر باشد درآمد نسبتاً خوبی می توانند داشته باشند در ایران هم این روش متداول ترین روش برای کسب درآمد است. اما وبلاگ نویسان و صاحبان سایت های ایرانی که از این روش استفاده می کنند معمولاً کلاه گشادی از طرف شرکت های واسط سرشان می رود و از آنجا که این شرکت ها روش های تبلیغات هرمی برای خود دارند متاسفانه با جستجو در اینترنت تعریف تمجید های دروغین زیادی در مورد آنها خواهید یافت و چون یک وبلاگ نویس ظاهراً هزینه ای برای تبلیغ متحمل نشده است (در حالیکه وقت گرانقدر خود و هزینه اتصال به اینترنت را از دست داده است. ) معمولاً شکایتی از این شرکت ها نمی شود بنابراین آنها همچنان به کلاه برداری خود ادامه می دهند و کسی جلوی آنها را نمی گیرد. خلاصه باید بگویم وبلاگ نویسان زیادی به این روش در کشور ما مورد سوء استفاده قرار گرفته اند و می گیرند. البته در دنیا شرکت های معتبر و قانونی هم وجود دارند که از آنجمله می توان به Amazon, Linkshare, Clickbank, Commission Junction اشاره کرد. و سود نسبتاً مناسبی هم به وبلاگ نویسان پرداخت می کنند. دارایی های دیجیتال - روزانه تعداد وبلاگ هایی که کار های دیجیتال خود می فروشند بیشتر می شود که از آنجمله می توان به e-book ها و دوره های آموزشی و سمینار های از راه دور اشاره کرد. که البته این روش هم نیاز به اجرای دقیق قانون کپی رایت دارد. شبکه وبلاگ نویسی - یکی از روش های موثر که امروزه زیاد به چشم می خورد. اتحاد چندین وبلاگ کوچک است. به این صورت که چندین وبلاگ نویس درباره موضوعی مشترک یا نزدیک به هم شروع به نوشتن می کنند. و به یکدیگر لینک می دهند و گاه هر کدام از آنها دو یا چند وبلاگ را به طور همزمان اداره می کنند. و برای جذب حامیان مالی هم به صورت مشترک بازار یابی می کنند و وقتی که یک مشتری پیدا کردند به صورت گروهی برای فروش کالا یا خدمات او کار می کنند. این افراد به صورت گروهی کار می کنند بنابراین یک شبکه قوی بوجود آورده اند که هم خواننده را راضی نگه داشته اند و هم می توانند به طور موثری تبلیغات کنند و حامی مالی خود را راضی نگه دارند البته درآمد آنها هم تقسیم می شود ولی آنها می توانند از روش ها متنوعی برای کسب درآمد استفاده کنند. عده ای هم که وب سایت دارند افرادی را استخدام می کنند که وبلاگ نویسند و از آنها می خواهند درباره وب سایت آنها مطلب بنویسند و به سایت آنها لینک بدهند. و به این صورت یک شبکه حمایتی می سازند. موقعیت های شغلی - در سراسر دنیا رسم است که وبلاگ نویسان موفق توسط روزنامه ها، مجلات، وب سایت های بزرگ و سایر سازمان های خصوصی یا دولتی استخدام می شوند یا قرار داد هایی با آنها بسته می شود و خدمات آنها برای یک دوره مشخص خریداری می شود. به این ترتیب برای وبلاگ نویسان موقعیت های شغلی جدید و مناسبی بوجود خواهد آمد. هدیه گرفتن - در بعضی از کشورها از جمله آمریکا رسم است که وبلاگ نویسانی که مطالب مفیدی می نویسند از خوانندگان و موسسات پاداش می گیرند گاه این پاداش ها و جوایز آنقدر زیاد می شود که شخص می تواند بقیه عمر خود را فقط وبلاگ نویسی کند. نمونه موفق این افراد «جیسون کوکته» است. تجارت - بعضی از وبلاگ نویسان مقالات زیادی درباره انواع کالا و برند های مختلف می نویسند و آنها را نقد می کنند و در کنار این مقالات یک فروشگاه اینترنتی راه می اندازند و به این ترتیب برای خود یک تجارت کوچک راه می اندازند. برای اینکه با این روش درآمد مناسب داشته باشید باید یک وبلاگ یا وب سایت بزرگ و بسیار فعال داشته باشید که مرتب به روز رسانی می شود. مشاوره - یکی از راه های کسب درآمد به کمک وبلاگ نویسی گرفتن حق مشاوره است. اگر تخصصی دارید می توانید در مورد آن تحققیق کنید و اطلاعات بیشتری بدست آورید سپس مقالات زیادی بنویسید و در ازای دریافت وجه با توجه به تخصص خود به آنها مشاوره بدهید توجه داشته باشید که باید در زمینه ای که می خواهید مشاوره خود را بفروشید باید صلاحیت داشته باشید تا دچار مشکلات بعدی نشوید. سخنرانی - اگر فردی هستید که به راحتی مقاله می نویسد پس احتمالاً می توانید خوب هم سخنرانی کنید پس می توانید جلسات آموزش و سمیتار برگزار کنید و برای مدعوین سخنرانی کنید و از طریق فروش بلیط کسب درآمد کنید و البته اعتبار زیادی هم کسب خواهید کرد. منبع: علی یزدی مقدمچگونه از وبلاگ نویسی کسب درآمد کنیم؟