راه دانشــجو: خلاقیت (creativity) عبارت است از تحولات دامنه دار و جهشی در فکر و اندیشه انسان، به طوری که حائز یک توانایی در ترکیب عوامل قبلی به طرق جدید باشد و به تعبیری دیگر، خلاقیت عبارت است از به کارگیری کامل توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا راه حل یا مفهوم نو نسبت به خود شخص خلاق.
به گزارش خبرگزاری مهر؛ در این تعریف مفهوم "نو" محور اصلی تعریف را در بر می گیرد و با توجه به آن، برای دیگران توقع و انتظار ایجاد می شود. اما باید دانست که ممکن است یک راه حل، یک فکر و یا یک مفهوم برای دیگران جدید نباشد و لیکن برای خود شخص خلاق، جدید و نو باشد. پس جدید بودن نسبت به خود شخص مهم است نه نسبت به دیگران.
با این بیان معلوم می شود که همه انسانها بنا به اصل تفاوت های فردی که دارند، دارای خلاقیت و نوآوری هستند و نباید تصور کرد که خلاقیت منحصر به افراد تیزهوش و با استعداد است. فقط مهم شکوفایی این استعدادهاست. این از حکمت خداوند است که همه افراد بتوانند در یک رشته دارای خلاقیت باشند و هرکدام از طریقی به جامعه بشری خدمت نمایند.
خلاقیت مقدمه ظهور استعدادها و ذوقهاست و باب آن برای همه بشر باز است، مهم شناختن خود و حرکت به سمت این دریچه است.
خلاقیت را می توان دیدن چیزها از یک منظرغیرمعمولی و نو، توجه به مسائل از زاویه ای که هیچ کس دیگر نمی بیند و سپس ارائه رهیافت های جدید، غیرمعمولی و اثر بخش دانست.
از تعریف بالا معلوم می شود که در مورد مفهوم خلاقیت توافق عمومی وجود ندارد. خلاقیت را می توان تولید اندیشه، راهکار و مفاهیم غیرمعمول دانست که از دیدن، الهام گرفتن و تشابه سازی مخصوص حاصل می شود. ممکن است نتیجه ای منفی و یا مثبت داشته باشد حتی سرودن یک بیت شعر بی همتا.
تفاوت نوآوری یا ابداع با خلاقیت
ابداع، به معنی نوآوری و توانایی ایجاد یک فکر و چیز نو بوده و در ظهور اولیه خلاقیت موثر است. ظهور اولیه ابداع در عالم ماده و حس است. با توجه به این موضوع، به کارگیری خلاقیت را ابداع می گویند.
خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصربه فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست ولی نوآوری، فرآیند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روش های جدید عملیات است.
البته خلاقیت و نوآوری چنان به هم تنیده اند که شاید به دست آوردن تعریفی مستقل از هر کدام دشوار باشد، اما برای روشن شدن ذهن می توان آنها را به گونه ای مجزا از هم تعریف نمود. خلاقیت پیدایی و تولید یک فکر نو است در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه است.
در واقع ابداع، ماحصل حرکتی است که نقطه آغازین آن خلاقیت و حیطه فکر بوده و یا با به کارگیری تجارب دیگر به صورت یک پدیده نوظهور، آشکار گردیده است. در کل می توان گفت ابداع بدون خلاقیت، بی مفهوم بوده و لیکن خلاقیت بدون ابداع قابل تصور است.
به عبارتی نماد ظاهری خلاقیت، نوشته یا گفتار و یا یک فکر است که مقد مه ابداع بوده و آن را به صورت یک پدیده یا شیء ظاهر می کند. به عبارتی دیگر تلاش های خلاقیت، وسیله ای برای نوآوری است. هم چنین خلاقیت یک فعالیت فکری و ذهنی است و بیشتر جنبه عملی دارد.
همان گونه که ظهور و بروز هر کاری و پیدایش هرچیزی زمینه و پیش نیازهایی دارد، خلاقیت هم همین گونه است. پیش نیازهای خلاقیت عبارت اند از: هدف، انگیزه، تخیل، تفکرخلاق، هوش، پشتکار، دانش و مهارت و فضای خلاق.
خصوصیات افراد خلاق
1-فرد خلاق دائما در تلاش و اندیشه است.
2- برای تجربه جایگاه ویژه ای قایل است و به علت موفقیت ها و شکست ها می اندیشد نه به اثر آنها.
3-فکر کردن در آرامش را برای خود استراحت تلقی می کند.
4- فرد خاق به هر پدیدهای از دیدگاه ها و جوانب مختلف نگاه می کند و معمولا به شرایط موجود رضایت نمی دهد.
5- فرد خلاق کنجکاو و پرسشگر است، پیرامون یک موضوع یا پدیده سوال های متعددی را خلق می کند و از افراد آگاه ومتخصص می پرسد.
6-درصدد بهترین راه حل ها یا کمترین هزینه فکری، زمانی و مالی است.
7- به مسایل، موقعیت، اشیاء و چیزهایی دقت می کند که از دید دیگران مورد غفلت قرار گرفته و درباره آنها فکر و نظر جدیدی ارایه می دهد.
۱۰) زمانی را برای بودن در کنار دیگران در نظر بگیرید
یک اتاق و یا فضایی از خانه را به طور جداگانه برای انجام امور کاری خود در نظر بگیرید. البته انجام این کار برای کسانی که در خانهای کوچک و خانوادهای پرجمعیت زندگی میکنند بسیار مشکل خواهد بود. همانطور که من کارم را در نیویورک در چنین شرایطی آغاز کردم! اگر شما نتوانستید اطاقی را برای این کار در نظر بگیرید حداقل بخشی از منزلتان را در نظر بگیرید که هرگاه به آن مکان میروید احساس خواهید کرد که در محل کارتان حضور پیدا کردهاید.
زمانی که ساعات کاری شما با ساعات مربوط به انجام امور شخصیتان با هم تداخل پیدا میکند، مسأله برنامهریزی و زمانبندی بسیار مهمتر به نظر خواهد رسید. به عنوان مثال اگر شما عادت دارید هر روز به پیادهروی بروید و یا به باشگاه ورزشی میروید سعی کنید دقیقاً آن را در همان زمانی که در نظر گرفتهاید انجام بدهید. برای قراری که با خودتان گذاشتهاید ارزش قائل شوید حتی روزی که سرتان بسیار شلوغ است. این امر کمک زیادی میکند تا بتوانید به امور مربوط به کسب و کارتان در خانه به موقع رسیدگی کرده و آن را ادامه دهید. به عنوان مثال من دوست دارم صبحها زود از خواب برخیزم و تا ظهر مشغول نوشتن باشم سپس چند ساعتی را صرف خوردن ناهار، مطالعه کتاب و پیادهروی در ساحل بنمایم. سپس در ساعت ۴ به اطاق کارم رفته و تا جایی که بتوانم به کارم ادامه دهم.
زمانی که من کارم را شروع کردم مرتکب اشتباه بزرگی شدم و آن این بود که خود تمام امور مهم و غیرمهم را شخصاً انجام میدادم و به زودی متوجه شدم که چقدر زمان را جهت ملاقاتهای مکرر با مشتریان جهت انجام امور تلف کردهام. زمانی که شما اینگونه فکر کردید که «من خودم میتوانم همه آن امور را انجام بدهم.» بهتر است سریعاً این طرز فکر را متوقف کنید. سعی کنید کارتان را سادهتر کرده و با تفویض اختیار بگذارید امور به سرعت انجام شوند.
ملاقات با افراد بسیار با ارزش و مهم میباشد اما سعی کنید تا حد امکان در انجام آن صرفهجویی کنید. بهتر است بیشتر کارتان را از طریق تلفن، فاکس و یا نامههای الکترونیکی و با استفاده از بهترین امکانات و وسایلی که شما استطاعت خرید آن را دارید،انجام دهید.
سعی کنید جلسات و ماموریتهایتان را گروهبندی کنید تا زمان خارج از محل کارتان را به حداقل برسانید. برای این منظور صبحها لیستی از تمام کارهایی را که باید خارج از محل کارتان انجام شود، تهیه کنید و سعی کنید آنها را با هم و با یکبار خروج از محل کارتان انجام دهید. بهتر از همه این است که از روش من استفاده کنید و بدینترتیب فقط یک روز از هفته را برای انجام امور خارج از منزل در نظر بگیرید. چرا که در این صورت یکبار در هفته مجبور خواهید شد تا به سر و وضع لباستان برسید.
سعی کنید فضای کاریتان بهگونهای باشد که هنگام انجام کارتان سایر اعضای خانواده و یا هماطاق شما متوجه این مسأله که شما نیاز به تمرکز دارید بشوند. حتی حیوانات خانگی نیز از این امر مستثنی نمیباشند (گربه من زمانی که من به او توجه کافی ندارم و مشغول کار هستم احساس حسادت میکند.) همه اوراق و مدارک مربوط به کارتان اعم از صورتحسابها، فهرستها و… را جایی بگذارید تا در حین انجام کارتان تمرکز شما را به هم نریزد و باعث حواسپرتی شما نشود.
بسیاری از دوستان و اطرافیان شما زمانی که متوجه میشوند که شما کسب و کاری را در خانه راهاندازی کردهاید، بسیار خوشحال میشوند. آنها در چنین حالتی تصور میکنند شما در حالیکه روی کاناپه لم دادهاید و در حال خوردن چیپس هستید به تلفنهای مهم خود جواب میدهید. زمانیکه آنها به شما تلفن میکنند تا مدت زمانی را به صحبت کردن با شما بگذرانند به آنها یادآوری میکنید که در حال انجام کارتان هستید و پس از پایان ساعت کاری آن به آنها تلفن خواهید کرد. ممکن است مدت زمانی طول بکشد تا این مسأله جا بیفتد ولی بالاخره همه آن را خواهند پذیرفت.
سعی کنید کارهایتان را زمانی که احساس میکنید از لحاظ جسمی و روحی بیشترین آمادگی را دارید، انجام بدهید. به عنوان مثال اگر احساس میکنید کاملاً سرحال و پرانرژی میباشید، سعی کنید تلفنهای مهم و ضروری و یا کارهای خلاقانه را در این فاصله زمانی انجام بدهید.
اگر شما پس از خواب بعد از ظهر احساس میکنید از آمادگی کامل برخوردار هستید، امور مهم را در آن زمان انجام بدهید (من خود یکی از طرفداران خواب بعد از ظهر میباشم.)
برای اینکه بتوانید کارتان را به بهترین نحو ممکن انجام دهید، محیط کاری خودتان را کاملاً متناسب با شرایط خودتان تغییر دهید، شما چطور میتوانید راندمان کاری خود را افزایش دهید؟ با استراحتی طولانی و یا انجام بدون وقفه امور؟ در سکوت و آرامش و یا در حالیکه موسیقی آرامی در حال پخش شدن میباشد؟ با نشستن بر روی یک کاناپه راحت و یا یک صندلی اداری؟ از زمانی که من برای خریدن صندلی خود مبلغ زیادی را پرداختم دوستانم فکر میکردند که من دیوانه شدهام ولی با یکبار نشستن بر روی آن علت را خیلی زود متوجه شدند! و البته ستون فقراتم هر روز قدردان من میباشد. سعی کنید چند مکان مختلف و متنوع را برای انجام کارهایتان در نظر بگیرید تا بتوانید با تغییر در منظره و چشمانداز کارتان را دلپذیر و مطبوع بنمایید. کتابخانه، پارک و یا کافیشاپ محل زندگیتان چطور است؟ زمانیکه من میخواهم مطالعهای جدی داشته باشم و یا راجع به موضوع مهمی فکر کنم محل کارم را به بیرون از منزل و کنار ساحل منتقل میکنم. نسیم دریا، تابش خورشید و امواج آرام به من کمک میکند تا در مورد آن موضوع بهتر فکر کنم.
پس از مدتی از انجام کارتان ممکن است احساس خستگی، تنهایی و یا بدخلقی به شما دست بدهد. در چنین حالتی حداقل یکبار در هفته ملاقاتی با دوستان داشته باشید. (البته من ۳ بار در هفته اقدام به چنین کاری میکنم.) صبحانه، نهار، شام و یا حتی قهوه را با مشتری، فروشنده و یا یک دوست صرف کنید. به جمع دوستان ملحق شوید و یا در فعالیتهای اجتماعی و فوقبرنامه مثل کلاس موسیقی و یا باشگاههای ورزشی شرکت نمایید. سعی کنید کارتان باعث نشود که شما تبدیل به فردی منزوی شوید چرا که این مسأله موجب تخریب روحیهتان خواهد شد. بنابراین مسألهای که از کارتان مهمتر میباشد حفظ روحیهای شاد و آرام میباشد.
سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما میآید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی میبرد. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش میآید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند.پس هرامری میتواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامیو ناراحتی ما شود. مثبت اندیشی به ما کمک میکند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم . کلمات نیز تأثیر بسیاری بر افکار و احساسات ما میگذارند. کلمات میتواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال کند. پس دقت کنید کلماتتان را در جهت مثبت و زیبا کردن افکار و احساساتتان به کار ببرید. به کاربردن واژه ها و عبارات تأکیدی مثبت در زیباتر شدن افکار و اعمال ما و بهبود کیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی میشود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم میرسم.» هیچگاه مشکلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نکنید. این فکر که دنیا سرشار از مشکل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به کار بردن این روش باعث ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب میشود. نحوه اظهار نظر کردن در مورد دیگران و کارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی کنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نکنید. ابتدا در مورد آن فکر کنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح کنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد. در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند که با افکار و گفتار منفی شان سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی کنید تا حد امکان با چنین افرادی همنشین نشوید. بسیاری از مردم افکار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها میدهند.حتی در صحبتهایشان با یکدیگر مدام از سختیهای کارشان، کم خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله میکنند و همین امر تأثیر منفی بر فکر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان میشود. مطمئن باشید که اطرافیانتان هیچ علاقه ای به شنیدن سخنان منفی شما ندارند.سعی کنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و کارتان برای دیگران صحبت کنید.زیرا شنیدن آنها میتواند برای دیگران هم جالب باشد. به نظر شما بهتر نیست که ما به جای اینکه فقط به مشکلات، بی عدالتی ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیکاری و هزاران فکر منفی دیگر تمرکز کنیم، به اینکه در زندگیمان بسیاری از اوقات کارها درست و خوب پیش میروند فکر کنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شکایت از زندگی و کار، هر جا که هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی صحبت کنیم؟ ممکن است شما در آخرین سفرتان از اینکه هواپیما چند ساعت تأخیر داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همکارانتان تعریف کنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان تعریف کرده اید؟ وقتی از شما میپرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی میدهید؟ آیا جواب میدهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود.» یا میگویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شکر همه چیز بر وفق مراد بود.» اگر به تمام لحظات زندگیمان فکر کرده و آنها را مرورکنیم،میبینیم که در طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است.پس چرا به جای فکر کردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات سخت فکر کنیم؟ فراموش نکنید که افکار منفی میتواند یک روز سفید را خاکستری نشان دهد و افکار مثبت حتی یک روز خاکستری را زیبا و سفید میکند. به طورکلی مثبت اندیشی و افکار منفی هر دو به صورت مسری از فردی به فرد دیگر سرایت میکند. شما میبایست سعی کنید به جای اینکه اجازه دهید افکار منفی دیگران بر شما تأثیر بگذارد و روحیه شما را تضعیف کند، با گفتار مثبت خودتان اندیشه ها و افکار مثبت را به دیگران منتقل کنید و به آنها بیاموزید که افکار منفی شان را کنار گذاشته و اندیشه های مثبت را جایگزینش کنند. با این کار شما میتوانید هم به اطرافیان خود کمک کرده و هم روحیه مثبت اندیشی خود را تقویت کنید. هرگاه حادثه ناراحت کننده ای در زندگیتان پیش آمد، به جای اینکه مأیوس و نگران شوید، آن را به فال نیک گرفته و به این فکر کنید که قطعا" راه دیگری برای سعادت و خوشبختی شما گشوده شده و میبایست آن راه را بیابید. سعدی در بیت زیر به زیبایی این موضوع را بیان میکند: «خدا گر به حکمت ببندد دری به رحمت گشاید در دیگری» به فرض اگر شما شغلتان را از دست داده اید، پیشنهاد میکنم به جای تأسف و ناراحتی، خوشحال باشید زیرا این مسئله پیام مثبتی برای شما دارد. از دست دادن شغلتان بدین معناست که شما باید وارد کار جدید و بهتری شوید و فراموش نکنید که در هر امری حتی به ظاهر ناراحت کننده، جایی برای خوشحالی و موفقیت وجود دارد. نوع نگرش و تفکرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او میباشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است.